<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0"
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#">

  <channel>
    <title>جواد احمدزاده - وبلاگ ها</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/</link>
    <description>وبگاه شخصی جواد احمدزاده</description>
    <dc:language>en-us</dc:language>
    <dc:creator></dc:creator>
    <dc:date>2010-03-11T06:37:36+03:30</dc:date>
    <admin:generatorAgent rdf:resource="" />
    <sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <sy:updateBase>2000-01-01T12:00+00:00</sy:updateBase>

  <item>
    <title>به كجا چنين شتابان ؟</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/145</link>
    <description><![CDATA[سلام، اگه يه سري به اين پست فرزانه بزني ميبيني كه من يه شام مفصل - مخصوصا پاستاي بي نظيرش- رو از دست دادم. البته عمدي در كار نبود و من تمام دوستاي كوچك و بزرگ، چاق و لاغر، بالا و پايين 30 سال رو دوست دارم، فرزانه هم اون فيه ما فيه دلبندش رو داره از دست ميده. چون خودم دارم ميخونمش و اگر همين وضع ادامه پيدا كنه فكر نكنم اين كتاب از كتابخونه من جايي بخواد بره ...
هدف از روده درازي در چند جمله بالا علاوه بر سوز دادن عمقي دل فرزانه ذكر اين نكته بود كه توي اين كتاب (نسخه الكترونيكي) مطالبي هست كه درك ميكني چرا بعضي ها اعتقاد محكمي به مطلوبات مولانا دارن.
بچه كه بودم يادمه يه دفعه به سرم زد كه "من قراره بميرم"! از اونجايي كه بچه اول بودم و عشق بابام (بنده خدا 50 سالش بوده كه من دنيا ميام !) همه رفتن تو خط اينكه از سرم اين حرف بپره و بازهم چون من تفاوت سنيم با بزرگترين عموزاده ام 30 سال و با كوچك ترين شون 14 سال هست؛ از اينكه اينهمه آدم دورم ميديم احساس ميكردم "نه واقعا خبرايي هست" - اون روزا همه فكرم اين شده بود كه يه وقت با مخ نرم تو جهنم كه اونجا ديگه اسباب بازي نيست و .... (زمان ما هنوز حور بهشتي و جوي شير و اينا نبود) - بماند كه شبهايي از ترس گريه ميكردم.
الآن ديگه آنچنان تو اون خط نيستم، ديروز نزديك بود يه عزيز مست بزنه و  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">145@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>شخصی، روزانه، دل تنگم !!</dc:subject>
    <dc:date>2010-03-09T09:58:35+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>راه اندازی VPN تحت MPLS</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/144</link>
    <description><![CDATA[در اين پست ميخواهيم با هم راه اندازی يه VPN مبتنی بر MPLS (معادل با Multiprotocol Label Switching) رو تمرين کنيم. البته بايد يکی از فناوری های BGP (معادل با Border Gateway Protocol) و يا RIP (معدل با Routing Information Protocol) سمت کاربر موجود باشد.
بديهی ست که &nbsp;اين پست برای کاربران عادی قابل استفاده نبوده و قابل استفاده بعنوان "آ.ن.ت.ی ف.ی.ل.ت.ر" هم نمی باشد.
{ برای دسترسی به محتويات اين نوشته می بايست وارد شويد ... }]]></description>
    <guid isPermaLink="false">144@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>فن آوری (رايانه و ...)</dc:subject>
    <dc:date>2010-03-01T15:43:34+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>صد آفرين به يه جواد</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/143</link>
    <description><![CDATA[
روزی که اينو گرفتم میخنديدم، حالا که نگاش میکنم چشمام تر ميشه ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">143@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>شخصی، روزانه، دل تنگم !!</dc:subject>
    <dc:date>2010-02-25T00:22:45+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>مهندس درجه تمام</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/142</link>
    <description><![CDATA[اوکی مهندس ما و پرفکت تیممون داریم ترای میکنیم تا لوکال و جنرال پرفورمنس سرور ریترن بشه به مد گودش، بات یه نکته هو این یور مایند! من هیچ پرامیسی به شما نمیدم ....&nbsp;
گوينده : سعيد . ف "کارشناس ارشد امنیت داده - شرکت ..." دانشجوی کاردانی نرم افزار دانشگاه آزاد یکی از دهات گيلان - سابقه 3 هفته زندگی در مالزی]]></description>
    <guid isPermaLink="false">142@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>پس کوچه !!</dc:subject>
    <dc:date>2010-02-24T12:29:13+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>دیروز خواهش امروز ...</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/141</link>
    <description><![CDATA[امروز میخوايم با هم چند پرده از يه نمايش واقعی رو بازخوانی کنيم ...
&nbsp;

مکان و زمان : یه روز کم جون از آخرای تابستون 88 - خیابان معلم رشت
&nbsp;
پرده اول :: پارکينگ خونه کوروشکيانا رو بغل کردم و با آژير ماشين پليسی که صداش رو از کوچه ميشنوم سر به سرش میذارم. یه بوس، شکلات و خداحافظ
پرده دوم :: 100 متر دورتر از درب خونهمبينم راه شلوغه، چند تا افسر پلیس راه رو بستن، ماشین منم درست سر یه سه راه گير گرده. صدای اون آزير بلندتر میشه، غرش موتور - صداش آشناست پیشم خودم میگم اين &nbsp;100% Azera هست - سر و کلش پيدا ميشه و بخاطر من نميتونه دربره، ميزنه به درب ماشين من، بقيش رو سبز ميبينم، پليس و ...
پرده سوم :: پاسگاه پليسکلی کار دارم تو شرکت، خريدای خونه مونده، اوه اوه! لاله هم منتظر زنگ منه. دختر بغل دستیم از هر 5 تا کلمه ای که میگه یکیش فحشه نسبت به ناجا، از در رفتن دوست پسرش میگه و ... راستش حال شنيدن ندارم. صدا ميزنن "اونی که تو عمليات آسيب ديده" روم نميشه بلند شم ولی خوب ميرم. ازم یه مثلا بازجويی ميشه. برمی گردم دختره نصف صورتش شده چشم.- شما بودی زدی به محمد؟- بله؟- شما پليسين ؟- من؟- چرا نذاشتين دربره؟بعد کلی با آب و تاب تعريف میکنه اینا دارن موج سبز رو سرکوب میکنن و باید جلوشون ایستاد و آقای سازگارا! میگه فلان و بهمان... حال ندارم  ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">141@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>برداشت آزاد</dc:subject>
    <dc:date>2010-02-10T15:39:21+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>تفاوت های iPad با تکه سنگ</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/140</link>
    <description><![CDATA[]]></description>
    <guid isPermaLink="false">140@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>پس کوچه !!</dc:subject>
    <dc:date>2010-02-07T15:33:55+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>موش عاشق من</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/139</link>
    <description><![CDATA[]]></description>
    <guid isPermaLink="false">139@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>پس کوچه !!</dc:subject>
    <dc:date>2010-02-06T15:36:04+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>AVG يعنی چی؟</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/138</link>
    <description><![CDATA[سلام، یه چند مدتی هست برای کارای سيستمم رفتم سراغ راهکارهای open source. اين مسئله فقط تو خونه نيست حتی واسه سرور هم بحث clouding رو داريم مبتنی بر همين روش جلو میبريم. لازمه اينکار اينه که 1) نياز های جديدت رو با open source حل کنی و 2) برنامه های فعلی رو هم متن باز کنی یا حداقل یه نسخه رايگان انتخاب کنی. البته ناگفته نماند من نرم افزارهايی مثل Windows - Office - Photoshop يا Visual Studio رو هم کماکان استفاده میکنم.
در انتخاب بدافزار کش (سابقا : Anti Virus) بغير از Calm چيز بهتری پيدا نکردم که اونهم دوستان وتو کردن، از قرار معلوم اين نرم افزار فقط روی سيستم های unix-base خوب جواب ميده. نتيجه اينکه رفتم سراغ نسخه رايگان AVG ، نصب و راه اندازی دلچسبی داشت اما ... تمام دار و ندار سايبر منو بهم ريخت! توی Support Forum&nbsp;هم ذکر شده اينکه هر از گاهی دار و ندار شما رو Win32/Agent.R&nbsp;شناسايی ميکنه طبيعيه!
نيازی به گفتن نيست که دارايی های ديجيتال هر کسی چقدر ارزشمنده يا اينکه ميدونم اين يه ايراده تو نرم افزار و ربطی به کارکرد من نداره و ... تنها چيزی که ميتونم بگم اينه که ...
AVG = آنتی ويروس گاو]]></description>
    <guid isPermaLink="false">138@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>شخصی، روزانه، دل تنگم !!</dc:subject>
    <dc:date>2010-02-06T09:42:11+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>جديدترين مدل داف !</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/137</link>
    <description><![CDATA[
بقول جلال آل احمد؛ از رنجی که ما می بريم ...]]></description>
    <guid isPermaLink="false">137@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>پس کوچه !!</dc:subject>
    <dc:date>2010-02-01T13:24:49+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>فلوچارت حل مشکل</title>
    <link>http://ahmadzadeh.ir/blog/136</link>
    <description><![CDATA[]]></description>
    <guid isPermaLink="false">136@http://ahmadzadeh.ir/</guid>
    <dc:subject>پس کوچه !!</dc:subject>
    <dc:date>2010-01-26T13:24:03+03:30</dc:date>
  </item>

  </channel>
</rss>