بيشتر ...
جستجو
درباره من
تماس با من
خبرنامه سايت
يادبودها
پيوند به سايت
ثبت در Favorite
خروجی های XML
خروجی های اطلاعات
نظر شما ؟
ظاهر سايت جديد ؟
تنها header عوض شود
header + رنگ زمينه
تمام صفحه بجز ساختار
رنگ + ساختار + چينش
تنها چينش مطالب
قالب فعلی خوب است !

۱۲ رای       ۲ نظر

ليست نظرسنجی ها
دوستان
ايمان (MyNetNote)
زهرا (Zahra HB)
فرزانه (وطن)
سيامک (دجاوو)
ريحانه (رستم 1000 دستان)
آرش (کمانگير)
امکانات
تبادل پيوند
ليست پيوند دوستان
نوشته ها
ليست نوشته ها
گروه های نوشته ها

جستجو

نمايه ها
ليست فتوبلاگ ها
گروه های فتوبلاگ ها
گروهی برای فتوبلاگ ها تا بحال ثبت نشده است.
گزارش ...
مطالب سايت
نوشته ها: ۱۳۵
نظرات: ۳۰۴
دنبالک ها: ۰
فتوبلاگ ها: ۰
نظرات: ۰
دنبالک ها: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۱۳۵۵۳۸ صفحه
مشاهده امروز: ۷۱ صفحه
بيشترين مشاهده:
يک‌شنبه - ۶ خرداد ۱۳۸۶
تعداد: ۱۰۹۸ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۵ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
چهارشنبه - ۱۳ آذر ۱۳۸۷
تعداد: ۳۲ نفر
وبگاه شخصی جواد احمدزاده - صفحه نخست
ريواس سيستم پارس
مشاور و مجری راهکار و پروژه های نرم افزاری
خيريه پيام اميد
NGO جهت سرپرستی از ايتام و مستمندان
دست نوشت هايم ::
سه‌شنبه - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸

سلام، اگه يه سري به اين پست فرزانه بزني ميبيني كه من يه شام مفصل - مخصوصا پاستاي بي نظيرش- رو از دست دادم. البته عمدي در كار نبود و من تمام دوستاي كوچك و بزرگ، چاق و لاغر، بالا و پايين 30 سال رو دوست دارم، فرزانه هم اون فيه ما فيه دلبندش رو داره از دست ميده. چون خودم دارم ميخونمش و اگر همين وضع ادامه پيدا كنه فكر نكنم اين كتاب از كتابخونه من جايي بخواد بره ...

هدف از روده درازي در چند جمله بالا علاوه بر سوز دادن عمقي دل فرزانه ذكر اين نكته بود كه توي اين كتاب (نسخه الكترونيكي) مطالبي هست كه درك ميكني چرا بعضي ها اعتقاد محكمي به مطلوبات مولانا دارن.

بچه كه بودم يادمه يه دفعه به سرم زد كه "من قراره بميرم"! از اونجايي كه بچه اول بودم و عشق بابام (بنده خدا 50 سالش بوده كه من دنيا ميام !) همه رفتن تو خط اينكه از سرم اين حرف بپره و بازهم چون من تفاوت سنيم با بزرگترين عموزاده ام 30 سال و با كوچك ترين شون 14 سال هست؛ از اينكه اينهمه آدم دورم ميديم احساس ميكردم "نه واقعا خبرايي هست" - اون روزا همه فكرم اين شده بود كه يه وقت با مخ نرم تو جهنم كه اونجا ديگه اسباب بازي نيست و .... (زمان ما هنوز حور بهشتي و جوي شير و اينا نبود) - بماند كه شبهايي از ترس گريه ميكردم.

الآن ديگه آنچنان تو اون خط نيستم، ديروز نزديك بود يه عزيز مست بزنه و منو بفرسته اون دنيا كه سانتي متري ختم بخير شد، فكر ميكني اين دفعه هم ترسيدم و گريه كردم يا اسباب بازي و حور  بهشتي اومد جلو چشمام؟ نه داداش، كماكان به فكر مشكل Linux Server شركت بودم D: البته يه لحظه حس كردم دارم زير لبي يه چيزي تو مايه هاي "گور باباش مرتيكه ***" رو هم ميگم. اين هم بماند.

جدا كجا داريم ميريم؟ يا حتي اينجا ...


http://ahmadzadeh.ir/blog/145
تعداد مشاهده: ۱۷ - نظرات بازدیدکنندگان: ۲
امکانات: نوشته بعدی نوشته قبلی نظرات نوشته - 2 چاپ نوشته خروجی PDF ارسال به دوست افزودن نوشته به ليست دوست داشتنی ها Facebook Share ثبت در بالاترين داغ کن - کلوب دات کام
دوشنبه - ۱۰ اسفند ۱۳۸۸

در اين پست ميخواهيم با هم راه اندازی يه VPN مبتنی بر MPLS (معادل با Multiprotocol Label Switching) رو تمرين کنيم. البته بايد يکی از فناوری های BGP (معادل با Border Gateway Protocol) و يا RIP (معدل با Routing Information Protocol) سمت کاربر موجود باشد.

بديهی ست که  اين پست برای کاربران عادی قابل استفاده نبوده و قابل استفاده بعنوان "آ.ن.ت.ی ف.ی.ل.ت.ر" هم نمی باشد.

{ برای دسترسی به محتويات اين نوشته می بايست وارد شويد ... }


http://ahmadzadeh.ir/blog/144
تعداد مشاهده: ۳۳ - نظرات بازدیدکنندگان: ۰
امکانات: نوشته بعدی نوشته قبلی نظرات نوشته - 0 چاپ نوشته خروجی PDF ارسال به دوست افزودن نوشته به ليست دوست داشتنی ها Facebook Share ثبت در بالاترين داغ کن - کلوب دات کام
پنج‌شنبه - ۶ اسفند ۱۳۸۸

روزی که اينو گرفتم میخنديدم، حالا که نگاش میکنم چشمام تر ميشه ...


http://ahmadzadeh.ir/blog/143
تعداد مشاهده: ۲۲ - نظرات بازدیدکنندگان: ۱
امکانات: نوشته بعدی نوشته قبلی نظرات نوشته - 1 چاپ نوشته خروجی PDF ارسال به دوست افزودن نوشته به ليست دوست داشتنی ها Facebook Share ثبت در بالاترين داغ کن - کلوب دات کام
چهارشنبه - ۵ اسفند ۱۳۸۸

اوکی مهندس ما و پرفکت تیممون داریم ترای میکنیم تا لوکال و جنرال پرفورمنس سرور ریترن بشه به مد گودش، بات یه نکته هو این یور مایند! من هیچ پرامیسی به شما نمیدم .... 

گوينده : سعيد . ف "کارشناس ارشد امنیت داده - شرکت ..." دانشجوی کاردانی نرم افزار دانشگاه آزاد یکی از دهات گيلان - سابقه 3 هفته زندگی در مالزی


http://ahmadzadeh.ir/blog/142
تعداد مشاهده: ۳۲ - نظرات بازدیدکنندگان: ۲
امکانات: نوشته بعدی نوشته قبلی نظرات نوشته - 2 چاپ نوشته خروجی PDF ارسال به دوست افزودن نوشته به ليست دوست داشتنی ها Facebook Share ثبت در بالاترين داغ کن - کلوب دات کام
چهارشنبه - ۲۱ بهمن ۱۳۸۸

امروز میخوايم با هم چند پرده از يه نمايش واقعی رو بازخوانی کنيم ...

 


مکان و زمان : یه روز کم جون از آخرای تابستون 88 - خیابان معلم رشت

 

پرده اول :: پارکينگ خونه کوروش
کيانا رو بغل کردم و با آژير ماشين پليسی که صداش رو از کوچه ميشنوم سر به سرش میذارم. یه بوس، شکلات و خداحافظ

پرده دوم :: 100 متر دورتر از درب خونه
مبينم راه شلوغه، چند تا افسر پلیس راه رو بستن، ماشین منم درست سر یه سه راه گير گرده. صدای اون آزير بلندتر میشه، غرش موتور - صداش آشناست پیشم خودم میگم اين  100% Azera هست - سر و کلش پيدا ميشه و بخاطر من نميتونه دربره، ميزنه به درب ماشين من، بقيش رو سبز ميبينم، پليس و ...

پرده سوم :: پاسگاه پليس
کلی کار دارم تو شرکت، خريدای خونه مونده، اوه اوه! لاله هم منتظر زنگ منه. دختر بغل دستیم از هر 5 تا کلمه ای که میگه یکیش فحشه نسبت به ناجا، از در رفتن دوست پسرش میگه و ... راستش حال شنيدن ندارم. صدا ميزنن "اونی که تو عمليات آسيب ديده" روم نميشه بلند شم ولی خوب ميرم. ازم یه مثلا بازجويی ميشه. برمی گردم دختره نصف صورتش شده چشم.
- شما بودی زدی به محمد؟
- بله؟
- شما پليسين ؟
- من؟
- چرا نذاشتين دربره؟
بعد کلی با آب و تاب تعريف میکنه اینا دارن موج سبز رو سرکوب میکنن و باید جلوشون ایستاد و آقای سازگارا! میگه فلان و بهمان... حال ندارم حتی بهش بخندم. تو چند تا جمله میگم که اصل قضيه چیه. میپرسه "رضایت که دادین؟" با تعجب نگاش میکنم. فقط نگاش میکنم. الآن دیگه تقریبا اومده تو بغلم نشسته، ازم شمارمو میخواد. کیف پولم باز میکنم و عکس لاله رو نشونش میدم. "خودم یکی دارم - رابطه مون هم خوبه" چنان روی کلمه رابطه تاکید میکنم تا مطمئن شم حرف دیگه ای نمیزنه.
خانواده پسره اومدن، گويا خودش تحت بازجويه. تازه فهميدم پليس به پسره و همين دختر بغل دست من مشکوک شده و دنبالشون کرده، ماشين هم مال نمایشگاهی هست که پدر پسره کارگرشه. دختر خواسته در بره که افسر گرفتتش و پسره رو هم که من گيرش انداختم! پدر پسره تقریبا شده رنگ گچ. دخترشون داره زار ميزنه و مادره هم بغض کرده. حق دارن، منی که اینقدر مثبت و نشان افتخار بودم کلی دق میاوردم همه رو این یکی که دیگه نوبره. تو حداقل زمان و با کمترین تضمين من رضایت میدم، میام بیرون. خسارت ماشین بالاست. ولش کن، خیلی گرسنمه ....

پرده چهارم :: تجسم شما! - بازه زمانی حدودا 6 ماه
تقریبا از در پاسگاه که پامون رو گذاشتیم بیرون تا الآن 70 بار باهاشون تماس گرفتم؛ پسره میخنده و سربالا جواب میده، مادره رو باید نیم ساعت مجابش کنم اصلا کی هستم و چکار دارم، پدره هم یا قول "همين چند روز دیگه" رو میده یا از این میناله که من چقدر گردن کلفتی میکنم. دارم به این فکر میکنم که اشک یه مادر نامسئول مهمتره يا شعور خودم؟ هر نوع راهکار رو پیش پاشون گذاشتم - حتی به گرفتن 10% خسارت راضی شدم اما گویا مشکل از جای دیگه است. راهکار دوستان هم اینهاست ...
- مهندس از شما یه هفته مرخصی از ما طرف رو دوندن
- ای مهندس جان، آدمی که دختر خوشگل داره کسی رو اذیت نمیکنه که، مهندس اجازه میدی دخلش رو بیاریم؟ 
-  نگاه کن جواد جان فردا میریم شکایت میکنیم، یه احضاریه میره در خونش، بعدش ... گوش میکنی که؟

 

نتيجه اخلاقی؟ من کلی حرف زدم، دهنم خشک شد. نتیجه رو تو بگو ...


http://ahmadzadeh.ir/blog/141
تعداد مشاهده: ۳۲ - نظرات بازدیدکنندگان: ۲
امکانات: نوشته بعدی نوشته قبلی نظرات نوشته - 2 چاپ نوشته خروجی PDF ارسال به دوست افزودن نوشته به ليست دوست داشتنی ها Facebook Share ثبت در بالاترين داغ کن - کلوب دات کام
يک‌شنبه - ۱۸ بهمن ۱۳۸۸


http://ahmadzadeh.ir/blog/140
تعداد مشاهده: ۳۷ - نظرات بازدیدکنندگان: ۲
امکانات: نوشته بعدی نوشته قبلی نظرات نوشته - 2 چاپ نوشته خروجی PDF ارسال به دوست افزودن نوشته به ليست دوست داشتنی ها Facebook Share ثبت در بالاترين داغ کن - کلوب دات کام
شنبه - ۱۷ بهمن ۱۳۸۸

موش عاشق من


http://ahmadzadeh.ir/blog/139
تعداد مشاهده: ۴۸ - نظرات بازدیدکنندگان: ۵
امکانات: نوشته بعدی نوشته قبلی نظرات نوشته - 5 چاپ نوشته خروجی PDF ارسال به دوست افزودن نوشته به ليست دوست داشتنی ها Facebook Share ثبت در بالاترين داغ کن - کلوب دات کام
شنبه - ۱۷ بهمن ۱۳۸۸

سلام، یه چند مدتی هست برای کارای سيستمم رفتم سراغ راهکارهای open source. اين مسئله فقط تو خونه نيست حتی واسه سرور هم بحث clouding رو داريم مبتنی بر همين روش جلو میبريم. لازمه اينکار اينه که 1) نياز های جديدت رو با open source حل کنی و 2) برنامه های فعلی رو هم متن باز کنی یا حداقل یه نسخه رايگان انتخاب کنی. البته ناگفته نماند من نرم افزارهايی مثل Windows - Office - Photoshop يا Visual Studio رو هم کماکان استفاده میکنم.

در انتخاب بدافزار کش (سابقا : Anti Virus) بغير از Calm چيز بهتری پيدا نکردم که اونهم دوستان وتو کردن، از قرار معلوم اين نرم افزار فقط روی سيستم های unix-base خوب جواب ميده. نتيجه اينکه رفتم سراغ نسخه رايگان AVG ، نصب و راه اندازی دلچسبی داشت اما ... تمام دار و ندار سايبر منو بهم ريخت! توی Support Forum هم ذکر شده اينکه هر از گاهی دار و ندار شما رو Win32/Agent.R شناسايی ميکنه طبيعيه!

نيازی به گفتن نيست که دارايی های ديجيتال هر کسی چقدر ارزشمنده يا اينکه ميدونم اين يه ايراده تو نرم افزار و ربطی به کارکرد من نداره و ... تنها چيزی که ميتونم بگم اينه که ...

AVG = آنتی ويروس گاو


http://ahmadzadeh.ir/blog/138
تعداد مشاهده: ۳۱ - نظرات بازدیدکنندگان: ۰
امکانات: نوشته بعدی نوشته قبلی نظرات نوشته - 0 چاپ نوشته خروجی PDF ارسال به دوست افزودن نوشته به ليست دوست داشتنی ها Facebook Share ثبت در بالاترين داغ کن - کلوب دات کام
دوشنبه - ۱۲ بهمن ۱۳۸۸

داف

بقول جلال آل احمد؛ از رنجی که ما می بريم ...


http://ahmadzadeh.ir/blog/137
تعداد مشاهده: ۴۹ - نظرات بازدیدکنندگان: ۳
امکانات: نوشته بعدی نوشته قبلی نظرات نوشته - 3 چاپ نوشته خروجی PDF ارسال به دوست افزودن نوشته به ليست دوست داشتنی ها Facebook Share ثبت در بالاترين داغ کن - کلوب دات کام
سه‌شنبه - ۶ بهمن ۱۳۸۸

فلوچارت حل مشکل


http://ahmadzadeh.ir/blog/136
تعداد مشاهده: ۴۸ - نظرات بازدیدکنندگان: ۱
امکانات: نوشته بعدی نوشته قبلی نظرات نوشته - 1 چاپ نوشته خروجی PDF ارسال به دوست افزودن نوشته به ليست دوست داشتنی ها Facebook Share ثبت در بالاترين داغ کن - کلوب دات کام
آخرین نوشته ها
- زن : کالايی گران
- مديريت Microsoft Windows 7 - يکجا
- دلم مرده زين هوای درد آلود
- تنومند و زيبا
- با 1000 تومان چه میشه کرد ؟
- ميگ ميگ ؟ آرامش ؟
- شور عاشورا
- غمی بزرگ در بلند ترين شب سال
- فقط 100 روز باقيه
- شمردن بلد نيستم اما ...
- السلام عليک يا علی عليه السلام
- فارام 88 (نمايشگاه IT گيلان)
- حال من دست خودم نيست
- هی روبرت، يقه رو ول کن ...
- خاطره 14 ساله
- خوب مثل Iran Talent
- تسخير لانه جاسوسی يا اعصاب من؟
- تغيير از a تا z
- وبلاگ و 213 مگابايت بانک اطلاعاتی !
- و من برگشتم ...
دسته بندی نوشته ها
تعداد نوشته ها: ۲

آخرين نوشته ها:
تعداد نوشته ها: ۳۸
تعداد نوشته ها: ۱۵
 
 
تعداد نوشته ها: ۶۳
تعداد نوشته ها: ۷
تعداد نوشته ها: ۱۰
 
 
مراجعه به: