بيشتر ...
جستجو
درباره من
تماس با من
خبرنامه سايت
يادبودها
پيوند به سايت
ثبت در Favorite
خروجی های XML
خروجی های اطلاعات
نظر شما ؟
قالب جديد را چگونه می بينيد؟
شکيل و کاربردی
تنها زيباتر
تنها کاربردی تر
سنگين و ناموزون
بی تفاوت

۱۶ رای       ۲ نظر

ليست نظرسنجی ها
دوستان
پور علی .نت
آرش (کمانگير)
توکای مقدس
فرزانه (وطن)
يک پزشک
يک فتحی
مستند کليک (BBC Per)
ايمان (MyNetNote)
فرهاد جعفری - نويسنده
امکانات
تبادل پيوند
ليست پيوند دوستان
نوشته ها
ليست نوشته ها
گروه های نوشته ها

جستجو

نمايه ها
ليست فتوبلاگ ها
گروه های فتوبلاگ ها
گروهی برای فتوبلاگ ها تا بحال ثبت نشده است.
گزارش ...
مطالب سايت
نوشته ها: ۱۵۵
نظرات: ۳۶۷
دنبالک ها: ۰
فتوبلاگ ها: ۰
نظرات: ۰
دنبالک ها: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۱۵۴۶۸۵۹ صفحه
مشاهده امروز: ۱۴۷ صفحه
بيشترين مشاهده:
يک‌شنبه - ۶ خرداد ۱۳۸۶
تعداد: ۱۰۹۸ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۶ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
سه‌شنبه - ۳۱ فروردين ۱۳۸۹
تعداد: ۶۲ نفر
وبگاه شخصی جواد احمدزاده - مشاهده نوشته
ايده من
کاری از گروه مردمی پويندگان صلح گيل (مجری فعاليت های بشر دوستانه)
خيريه محک
در محک، حتی کوچکترين ياری شما عشق می آفريند.
چهارشنبه - ۲۱ بهمن ۱۳۸۸

امروز میخوايم با هم چند پرده از يه نمايش واقعی رو بازخوانی کنيم ...

 


مکان و زمان : یه روز کم جون از آخرای تابستون 88 - خیابان معلم رشت

 

پرده اول :: پارکينگ خونه کوروش
کيانا رو بغل کردم و با آژير ماشين پليسی که صداش رو از کوچه ميشنوم سر به سرش میذارم. یه بوس، شکلات و خداحافظ

پرده دوم :: 100 متر دورتر از درب خونه
مبينم راه شلوغه، چند تا افسر پلیس راه رو بستن، ماشین منم درست سر یه سه راه گير گرده. صدای اون آزير بلندتر میشه، غرش موتور - صداش آشناست پیشم خودم میگم اين  100% Azera هست - سر و کلش پيدا ميشه و بخاطر من نميتونه دربره، ميزنه به درب ماشين من، بقيش رو سبز ميبينم، پليس و ...

پرده سوم :: پاسگاه پليس
کلی کار دارم تو شرکت، خريدای خونه مونده، اوه اوه! لاله هم منتظر زنگ منه. دختر بغل دستیم از هر 5 تا کلمه ای که میگه یکیش فحشه نسبت به ناجا، از در رفتن دوست پسرش میگه و ... راستش حال شنيدن ندارم. صدا ميزنن "اونی که تو عمليات آسيب ديده" روم نميشه بلند شم ولی خوب ميرم. ازم یه مثلا بازجويی ميشه. برمی گردم دختره نصف صورتش شده چشم.
- شما بودی زدی به محمد؟
- بله؟
- شما پليسين ؟
- من؟
- چرا نذاشتين دربره؟
بعد کلی با آب و تاب تعريف میکنه اینا دارن موج سبز رو سرکوب میکنن و باید جلوشون ایستاد و آقای سازگارا! میگه فلان و بهمان... حال ندارم حتی بهش بخندم. تو چند تا جمله میگم که اصل قضيه چیه. میپرسه "رضایت که دادین؟" با تعجب نگاش میکنم. فقط نگاش میکنم. الآن دیگه تقریبا اومده تو بغلم نشسته، ازم شمارمو میخواد. کیف پولم باز میکنم و عکس لاله رو نشونش میدم. "خودم یکی دارم - رابطه مون هم خوبه" چنان روی کلمه رابطه تاکید میکنم تا مطمئن شم حرف دیگه ای نمیزنه.
خانواده پسره اومدن، گويا خودش تحت بازجويه. تازه فهميدم پليس به پسره و همين دختر بغل دست من مشکوک شده و دنبالشون کرده، ماشين هم مال نمایشگاهی هست که پدر پسره کارگرشه. دختر خواسته در بره که افسر گرفتتش و پسره رو هم که من گيرش انداختم! پدر پسره تقریبا شده رنگ گچ. دخترشون داره زار ميزنه و مادره هم بغض کرده. حق دارن، منی که اینقدر مثبت و نشان افتخار بودم کلی دق میاوردم همه رو این یکی که دیگه نوبره. تو حداقل زمان و با کمترین تضمين من رضایت میدم، میام بیرون. خسارت ماشین بالاست. ولش کن، خیلی گرسنمه ....

پرده چهارم :: تجسم شما! - بازه زمانی حدودا 6 ماه
تقریبا از در پاسگاه که پامون رو گذاشتیم بیرون تا الآن 70 بار باهاشون تماس گرفتم؛ پسره میخنده و سربالا جواب میده، مادره رو باید نیم ساعت مجابش کنم اصلا کی هستم و چکار دارم، پدره هم یا قول "همين چند روز دیگه" رو میده یا از این میناله که من چقدر گردن کلفتی میکنم. دارم به این فکر میکنم که اشک یه مادر نامسئول مهمتره يا شعور خودم؟ هر نوع راهکار رو پیش پاشون گذاشتم - حتی به گرفتن 10% خسارت راضی شدم اما گویا مشکل از جای دیگه است. راهکار دوستان هم اینهاست ...
- مهندس از شما یه هفته مرخصی از ما طرف رو دوندن
- ای مهندس جان، آدمی که دختر خوشگل داره کسی رو اذیت نمیکنه که، مهندس اجازه میدی دخلش رو بیاریم؟ 
-  نگاه کن جواد جان فردا میریم شکایت میکنیم، یه احضاریه میره در خونش، بعدش ... گوش میکنی که؟

 

نتيجه اخلاقی؟ من کلی حرف زدم، دهنم خشک شد. نتیجه رو تو بگو ...


http://ahmadzadeh.ir/blog/141
تعداد مشاهده: ۱۲۸ - نظرات بازدیدکنندگان: ۳
امکانات: نوشته بعدی نوشته قبلی نظرات نوشته - 3 چاپ نوشته خروجی PDF ارسال به دوست افزودن نوشته به ليست دوست داشتنی ها Facebook Share ثبت در بالاترين داغ کن - کلوب دات کام
نظرات بازدیدکنندگان
<< صفحه بعدی ۰۱ صفحه قبلی >>
ساناز
سه‌شنبه - ۳ فروردين ۱۳۸۹
کدوم ماشینت؟ پژو یا آزرا؟

جواد ...
پرشیا خاکستریه، یادته هنوز؟
امکانات: پست الکترونيک وب سايت

لاله
سه‌شنبه - ۲۷ بهمن ۱۳۸۸
عجب...نشنیده بودم تا حالا این جریانو...خب...هووووم...نمی دونم باید چی بگم...چون دقیقا از همه زوایای موضوع خبر ندارم...بله....نظرو داشتی جواد.....

جواد ...
يه بنده خدايی هست من که از اين پيام ها ميذارم درجا ميزنه پاک ميکنه! ميشناسيش که؟
امکانات: پست الکترونيک وب سايت

فرزانه
سه‌شنبه - ۲۷ بهمن ۱۳۸۸
سلام
تا تو باشي در زمان غلط در جاي غلط و به شيوه غلط قرار نگيري جلوي فرار بچه مردم رو هم نگيري و...
وب از شهرام خان خودمون بپرس. ها؟ نمي شه؟ نه؟

جواد ...
من غلط کنم ديگه از اين غلط ها کنم ...
امکانات: پست الکترونيک وب سايت

ثبت نظر
برای ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردی که با علامت v مشخص شده‌اند الزامی است.
نام: v
تغيير زبان
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :cool:  :cry:  :embarassed:  :foot-in-mouth:  :frown:  :innocent:  :kiss:  :laughing:  :sealed:  :smile:  :surprised:  :tongue:  :undecided:  :wink:  :yell:

نظر خصوصی
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصی ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاییدیه: v
برای تایید اطلاعات فرم متن داخل تصویر را مجددا وارد نمایید.

 
مراجعه به: