از غم نوشتن برايم سخت است، اينکه بخواهم درد درونم را آشکار کنم بيش از هر چيز ديگری آزارم می دهد. حتی همين حالا مانعی ست که نمی گذارد همه حرف هايم را بگويم. بدم می آيد ازين حالت. اما چه کنم که مجبورم به سازش. سازشی که تنها دردم را بيشتر می کند. اينجاست که معنای آن حرف صادق هدايت را می فهمم که می گفت ...
"در زندگی زخم هايی هست که مثل خوره روح آدم را در انزوا می خورد و می تراشد"