چند روز پيش توی کلوب.کام یه پيام خصوصی گرفتم، از يکی از همکاران بود که چند روز بيشتر با هم همکار نبوديم، بقولی آمدن من و رفتن ايشون! خب نسبت به نوشته های من ابراز لطف کرده بودن که "خوب و دلنشين می نويسم"، چيزی که گفتنش از يک بانوی 25 ساله جوان دل و ژرف نگر بعيد بود! (1) خب به عادت مالوف سری به پروفایل ایشون زدم اما ... همه چيز بلااستثناء غيرقابل رويت بود، نه اینکه من نبینم بلکه بنابر تنظيمات ايشون "هيچکس" حق ديدن نداشت، گفتم خب معمولا این رویه متداول خانوم هاست بذار يه پيام تشکر بفرستم. پيغامی ديدم که خونم بجوش اومد! ما يه امکان گذاشته بوديم تو هسته، حالا همون شده بود بلای جون من : "بنابر تنظيمات کاربر، شما قادر به ارسال پيام نمی باشيد ...". در يک کلام هيچ راه ارتباطی با ايشون نبود. فکر کردم شايد حريم داخلی داره و بايد حتما جزو دوستای هم باشيم، درخواست دوستی دادم که پذيرفته شد و صد البته چيری که تغيير نکرد اطلاعات من در مورد ايشون بود. توی شرکت هم که نمی شد سوال کرد : "اين خانوم ... ایمیلش چیه؟" (2) عاملی که باعث شد من حرف دلم رو توی انظار بزنم اینه که در مواجهه با برخی موارد فکر میکنم بهم توهین شده. من خودم فارغ التحصيل یه رشته مرتبط با Self Statement Privacy Policy هستم، اين درک رو دارم که کسی مايل نيست همه به اطلاع کامل زندگیش دسترسی داشته باشن يا اينکه برای دسترسی های موردی استثناء قایل بشن. فلسفه وجودی Social Network هایی مثل کلوب.کام يا نظايرش اينه که شما در يک محيط سايبر بتونی براساس اشتراکات روابطی رو ايجاد کنی، حالا جالبه شخصی که 20 تا دوست داره و هيچ اطلاعاتی از خودش (از نام خانوادگی گرفته تا عکس) رو قيد نکرده چطور اين همه دوست داره؟ من فقط 2 جواب رو متصور هستم : 1- يا همديگه رو بيرون کلوب می شناسن که در اين صورت نيازی به عضويت در چنين انجمن هايی نيست و 2- واقعا بیکارن! که مورد دوم رو من حداقل در مورد این خانم منتفی میدونم (3)
{اين نوشته بعدا تکميل خواهد شد ...}
پاورقی :: (1) - تا حالا فقط 2 قشر ازم تعریف کرده بودن : 1- شاگردام، 2- اونایی که ازشون طلب دارم // البته یه trailer هم داریم : زهرا - ريحانه - ساناز و مسعود - مرتضی - allen (2) - در اين مواقع عاقلان دانند چه شود !! (3) - مسلما کسی که با آرش قمیشی رابطه داره، نمیتونه آدم حتی نيمه بدی هم باشه (: